
1 یعنی دو دسته بر سر یک مطلبی اختلاف نظر داشته باشد و به نقطهی مشترک نرسند، بعد مشترکا دعا کنند که هر کس باطل است خدا او را دچار عذاب کند. ماجرا از آنجا شروع شد که رسول خدا (ص) سال ششم و هفتم که نامه به سران و سلاطین برای دعوت به اسلام مینوشت، به اسقف بزرگ و رئیس شورای عالی مسیحیان نجران در یمن که مرکز مسیحیت آن زمان بود، هم نامهای نوشت که: از پرستش و ولایت بندگان دست کشیده و به ولایت خدا روی آورده و اگر آن را قبول نکردند جزیه بپردازند در غیر این صورت برای جنگ آماده باشند.
وقتی نامه حضرت (ص) به آنها رسید رئیس علماء نجران گفت: این شخص که نامه نوشته همان پیامبر موعود است، اما بقیه قبول نکردند. تا اینکه سرانجام علمای مسیحی یک هیئت عالی به مدینه فرستاد تا رو در رو با هم بحث کنند. حضرت (ص) تعدادی از آیات قرآن را خواند و آنها را دعوت به یگانگی خداوند کرد، آنها گفتند: ما قبل از شما مسلمان بودیم.
حضرت (ص) فرمود: دروغ گفتید سه چیز مانع اسلام شماست:
اول: صلیب را عبادت میکنید.
دوم: گوشت خوک میخورید.
سوم: خدا را دارای فرزند میدانید و حضرت عیسی (ع) را فرزند خدا و خدا میدانید.
بعد بحث بر سر اولوهیت حضرت عیسی (ع) شروع شد و آنها گفتند که ایشان کارهای خارقالعاده ای میکرد(خبر از غیب، زنده کردن مرده و شفای بیماران و ...) که فقط از خدا بر میآید دیگر اینکه بدون پدر متولد شده است.
بعد پیامبر (ص) بر اساس این آیه دعوت به مباهله کرد که میفرماید: پس هرگاه بعد از علم و دانشي که (درباره مسيح) به تو رسيده، (باز) کساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود یعنی خودمان بیاییم دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ سپس مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
دیدند خودش و یک مرد جوان و یک زن جوان و دو تا نوجوان برای مباهله آمدند. پرسید آنها چه کسانی هستند؟ گفتند: آن مرد جوان دامادش و آن زن جوان دخترش و دو نوجوان نوههای دختریاش است، که در اصل با نزدیکترین افراد خانوادهاش آمده است.
اسقف اعظم آنها گفت: با اینان مباهله نکنید چون من چهرههایی را میبینم اگر از خداوند درخواست کند که کوه را از جای برکند، کوه از جای کنده میشود. اگر مباهله کنید یک نفر مسیحی در روی زمین باقی نمیماند.
با هشدار اسقف عقب نشینی کردند و حقانیت حضرت (ص) عملاً ثابت شد و قرار شد اهل کتاب اهل ذمّه باشند و هر ساله جزیه که مقداری پول نقد و مقداری پارچه بود، بپردازند.
برچسبها: روزمباهله
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور