باز صدای نوحه جانان از این وادی به گوش می رسد و ناقوس جانها به لرزه می افتد آنگاه که با بالا رفتن دستهای حسینیان ،اشکهای زینب فرو می ریزد .این چه سریست در کالبد هستی که با نام حسین و ناله بر مظلومیتش، تمام گناهان بخشوده می شود ؟
پایتخت نشینان دیار شور و شعور حسینی، در سرزمینی کوچک با دلی بزرگ به بلندای بیرق حسین همنوا با ناله آسمان و زمین، دوشادوش هم، نوای یالثارات الحسین سر می دهند و یا حسین گویان دل در گرو یار دارند . یوسف زهرا ؛بیا که حسینیان چشم به راه دم مسیحاییت به سوگ حسین نشسته اند. بیا
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
مباهله یعنی دو دسته بر سر یک مطلبی اختلاف نظر داشته باشد و به نقطهی مشترک نرسند، بعد مشترکا دعا کنند که هر کس باطل است خدا او را دچار عذاب کند. ماجرا از آنجا شروع شد که رسول خدا (ص) سال ششم و هفتم که نامه به سران و سلاطین برای دعوت به اسلام مینوشت، به اسقف بزرگ و رئیس شورای عالی مسیحیان نجران در یمن که مرکز مسیحیت آن زمان بود، هم نامهای نوشت که: از پرستش و ولایت بندگان دست کشیده و به ولایت خدا روی آورده و اگر آن را قبول نکردند جزیه بپردازند در غیر این صورت برای جنگ آماده باشند.
وقتی نامه حضرت (ص) به آنها رسید رئیس علماء نجران گفت: این شخص که نامه نوشته همان پیامبر موعود است، اما بقیه قبول نکردند. تا اینکه سرانجام علمای مسیحی یک هیئت عالی به مدینه فرستاد تا رو در رو با هم بحث کنند. حضرت (ص) تعدادی از آیات قرآن را خواند و آنها را دعوت به یگانگی خداوند کرد، آنها گفتند: ما قبل از شما مسلمان بودیم.
حضرت (ص) فرمود: دروغ گفتید سه چیز مانع اسلام شماست:
اول: صلیب را عبادت میکنید.
دوم: گوشت خوک میخورید.
سوم: خدا را دارای فرزند میدانید و حضرت عیسی (ع) را فرزند خدا و خدا میدانید.
بعد بحث بر سر اولوهیت حضرت عیسی (ع) شروع شد و آنها گفتند که ایشان کارهای خارقالعاده ای میکرد(خبر از غیب، زنده کردن مرده و شفای بیماران و ...) که فقط از خدا بر میآید دیگر اینکه بدون پدر متولد شده است.
حضرت (ص) با استناد به قرآن مثل آیات سوره آل عمران سخن آنان را رد کرد و از قول خداوند متعال بیان داشت: کسانی که گفتند که خدا همان مسیح پسر مریم است کافر است در واقع مثل عيسي در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فورا
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
مباهله یعنی دو دسته بر سر یک مطلبی اختلاف نظر داشته باشد و به نقطهی مشترک نرسند، بعد مشترکا دعا کنند که هر کس باطل است خدا او را دچار عذاب کند. ماجرا از آنجا شروع شد که رسول خدا (ص) سال ششم و هفتم که نامه به سران و سلاطین برای دعوت به اسلام مینوشت، به اسقف بزرگ و رئیس شورای عالی مسیحیان نجران در یمن که مرکز مسیحیت آن زمان بود، هم نامهای نوشت که: از پرستش و ولایت بندگان دست کشیده و به ولایت خدا روی آورده و اگر آن را قبول نکردند جزیه بپردازند در غیر این صورت برای جنگ آماده باشند.وقتی نامه حضرت (ص) به آنها رسید رئیس علماء نجران گفت: این شخص که نامه نوشته همان پیامبر موعود است، اما بقیه قبول نکردند. تا اینکه سرانجام علمای مسیحی یک هیئت عالی به مدینه فرستاد تا رو در رو با هم بحث کنند. حضرت (ص) تعدادی از آیات قرآن را خواند و آنها را دعوت به یگانگی خداوند کرد، آنها گفتند: ما قبل از شما مسلمان بودیم. حضرت (ص) فرمود: دروغ گفتید سه چیز مانع اسلام شماست: اول: صلیب را عبادت میکنید. دوم: گوشت خوک میخورید. سوم: خدا را دارای فرزند میدانید و حضرت عیسی (ع) را فرزند خدا و خدا میدانید.بعد بحث بر سر اولوهیت حضرت عیسی (ع) شروع شد و آنها گفتند که ایشان کارهای خارقالعاده ای میکرد(خبر از غیب، زنده کردن مرده و شفای بیماران و ...) که فقط از خدا بر میآید دیگر اینکه بدون پدر متول
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
باز صدای نوحه جانان از این وادی به گوش می رسد و ناقوس جانها به لرزه می افتد آنگاه که با بالا رفتن دستهای حسینیان ،اشکهای زینب فرو می ریزد .این چه سریست در کالبد هستی که با نام حسین و ناله بر مظلومیتش، تمام گناهان بخشوده می شود ؟پایتخت نشینان دیار شور و شعور حسینی، در سرزمینی کوچک با دلی بزرگ به بلندای بیرق حسین همنوا با ناله آسمان و زمین، دوشادوش هم، نوای یالثارات الحسین سر می دهند و یا حسین گویان دل در گرو یار دارند . یوسف زهرا ؛بیا که حسینیان چشم به راه دم مسیحاییت به سوگ حسین نشسته اند. بیا و داغ زینب را در غم از دست دادن برادر التیام بخش . با شميم روحاني ماه خون و قيام ،تكايا و حسينيه ها با حضور عاشقان ابا عبدالله، جلوه ای دیگر از ارادت و اخلاص را به نمایش خواهد گذاشت و چه شیرین است آن زمان که کودک بیمار دیروز با پای برهنه سر بر آستانش می گذارد تا شکر گزار شفای تنش، نذری قربانی کند و چه شیرین تر است آن زمان که مادری به رسم شکر گزاری از معبود و شفای فرزندش، خادم همیشگی اهل بیتش می شود. عزاداران ابا عبدالله الحسین ظهری دیگر از غم و اندوه را به نظاره خواهند نشست و وا اسَفا گویان در میان دسته عظیم حسینیه ،واگویه های خود را با حسین و معبودش نجوا خواهند كرد.آیا آزاده ای هست تا مرا یاری کند؟ کجاست آزادمرد دشت نینوا که ببین
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
یکی از بزرگان عرب برای مهمانی نزد امام حسن مجتبی علیه السلام رفت و موقعی که سفره پهن کردند تا شام بخورند،یک دفعه مرد اظهار غصه و ناراحتی کرد و گفت: من چیزی نمیخورم.امام حسن-علیه السلام- به او فرمود: چرا چیزی نمیخوری؟آن مرد عرض کرد: ساعتی قبل فقیری را دیدم اکنون که چشمم به غذا میافتد به یاد آن فقیر افتادم و دلم سوخت.من نمیتوانم چیزی بخورم مگر اینکه شما دستور بدهید مقداری از این غذا را برای آن فقیر ببرند.امام حسن-علیه السلام- فرمود: آن فقیر کیست؟مرد عرض کرد: ساعتی قبل که برای نماز به مسجد رفته بودم،مرد فقیری را دیدم که نماز میخواند. بعد از این که وی از نماز فارغ شد،دستمالش را باز کرد تا
در کربلای معلّی یکی از علما که به علوم غریبه آگاهی داشته است، تصمیم میگیرد که به وسیله علم جفر خود را به امام عصر ساند، در نتیجه در داخل یکی ازغرفه های صحن امام حسین (سلاماللهعلیه) به محاسبات این علم میپردازد. پاسخی که دریافت میدارد این بوده است که امام داخل صحن با پیرمردی قفلساز در حال صحبت هستند و گل میگویند و گل میشنوند.
تردید میکند مبادا فلان قسمت از برنامه را اشتباه کرده باشم. بار دوم و سوم نیز حساب میکند و نتیجه همان میشود. در این هنگام عزم خود را بر دیدار جزم میکند که هر چه بادا باد. میبیند آری امام زمان(عج) در همان زاویة صحن که به وسیله آن علم درک کرده است، با آن
برچسب: شهادت,
نویسنده: یگانه قنبریپور
برای زمینیان باورش سخت است، دیروز برای ایمان اوردن به کتاب الهی و پیامبران اسمانی، امروز برای مردانی که از بین انها عرشی می شوند و چه فردا برای یوم الحسرت کارشان.
خوشا بحال انانکه اطاعت محض ولایت ظاهر باطن عالم هستی و انسان کامل عصر می شوند.گمنام امدن گمنام ماندن و عالم هستی تاب گمنامی انها را نداشت و فریادش را سر داد.((((ای امامزادگان شهر)))))شهادتتان مبارک.
دلنوشته : ناصررضایی
برچسبها: شهدا , شهادت , دلنوشته
برچسب: شهدا,
نویسنده: یگانه قنبریپور
السلام علیک یا صاحب الزمان
می نویسم برای عزيزمردی که شش گوشه قلبش شکسته است. می نویسم برای ابرمردی كه تنها و غريب است؛ تا شايد به فرق شكافته علی (ع)، یا به پهلوی شكسته زهرا (س), و يا به دل غمديده زينب (س) پا بر فرق ما بگذارد و بيايد. بيايد و اين كهنه زخم ها را مرهم نهد و اين شب های سرد و تلخ فراق را به پايان رساند.
خدا كند كه زودتر بيايد ... خدا كند ...
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور

حضور پرشور ملت همشه در صحنه حاضر در روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ مشتی محکم بر دهان دشمنان اسلام و این نظام مقدس میباشد .
با انتخاب درست و هوشیارانه بر سر صندق های رأی حاضر شویم .
برچسبها: انتخابات , رای مردم , بیانات
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
صبرم از کاسه دگر لبریز است
اگر این جمعه نیاید چه کنم ؟!

آنقدر خجل از کار خودم
اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
برچسبها: امام زمان , منتظران ظهور
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور